|
سال نو مبارک
بســـــــم ِ اللهِ الرَّحمــــــن ِ الرَّحیــــــــــم
یا مُقـلبَ القُـلوب ِ وَالاَبصار
یا مُدَبرَ اللیـــــل ِ والنَّـــهار
یا مُحَوِل الحُـول ِ و الاَحوال
حَوِّل حـــالِنا اِلـــی الاَحسَـــــــن ِ الحـــال
سال نو رو به همتون تبریک می گم و براتون مثل همیشه زیباترین ها رو آرزو می کنم
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 85/12/28 و ساعت 19:13 |
|
مردي از سوي افق مي آيد
مردي از سوي افق مي آيد
بوي ياس و بوي شب بو
مي دهد دستانش
قرن سرديست
و زمين بي جان است
آسمانِ ا مروز
دگر از اوج هياهو؛... خاموش
هر طرف مي نگرم بارانيست
مردي از سوي افق مي آيد
روشني نور به دامن دارد
عشق در چهره ي سرخش پيداست
دل او اقيانوس
تن او سبز تر از بوي بهار
مي نويسم باز هم
قصّه بودن را
قصّه از بوي شب و شب بوها
مردي از سوي افق مي آيد
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 85/12/27 و ساعت 20:29 |
|
تنهایی
رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم تا دوست را به ياري نخوانيم، براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند. طعم توفيق را مي چشاند. و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است. در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند . "تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است . " تنها" بودن ، بودني به نيمه است و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم.
دکتر علي شريعتي
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 85/12/24 و ساعت 20:28 |
|
(( تبسمي از لبت))
آن همه عشق و محبت ها چه شد
حرف خوبي ها چرا از ياد رفت
دست خوبي از سرم برداشتند
دست هاي خوب ما بر باد رفت
مي روم با ياد هاي مرده ام
مي روم ، همسفر خاطره ها
ياد ها در قلب من پوسيده اند
من ندانستم چه كردم با تو ، من
عاشقان بر كار من خنديده اند
من كه دل خوش باشم از آن لحظه اي
بر لبت نقش تبسم ديده ام
ديده ام نقشي زاسرار دلت
من زتو حرف بدي نشنيده ام
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 85/12/23 و ساعت 18:4 |
|
موزیک بی کلام
| این هم چندتا موزیک بی کلام که تقدیم میکنم به تمامی بازدیدکنندگان عزیز .......
موزیک ۱ موزیک ۲ موزیک ۳ موزیک ۴
موزیک۵ موزیک ۶ موزیک ۷ موزیک ۸
موزیک ۹ موزیک ۱۰ موزیک ۱۱ موزیک ۱۲
موزیک۱۳ امیدوارم که لذت ببرید
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 85/12/22 و ساعت 20:35 |
|
تنها خدا را دوست دارم...
از وقتي سقف خانه مان چکه مي کند از باران بدم مي آيد..
از وقتي مادرم پاي دار قالي مرد از قالي بدم مي آيد
از وقتي برادرم به شهر رفت و ديگر نيامد از شهر بدم مي آيد
از وقتي پدرم شبها گريه مي کند از شب بدم مي آيد
از وقتي دستان آن مرد سرم را نوازش کرد و بعد به پدرم سيلي زد از دستهاي مهربان بدم مي آيد..
از وقتي خواهرم پاهايش زير گرماي آفتاب تاول مي زند از آفتاب بدم مي آيد از وقتي سيل آمدو مزرعه را ويران کرد از آب بدم مي آيد
و تنها خدا را دوست دارم!!!
چون او باران را فرستاد تا مزرعه مان خشک نشود!!!
چون او شب را مي آورد که اشک هاي پدرم را هيچ کس نبيند!!!
چون او مادرم را برد پيش خودش که او هم گريه نکند!!!
چون او به برادرم کمک کرد که برود تا آنجا خوشبخت تر زندگي کند!!!
چون من دعا کردم و مي دانم دستهاي آن مرد را که به پدرم سيلي زد فلج خواهد کرد!!!
چون او آفتاب را فرستاد تا مزرعه جوانه بزند!!!
چون او سيل را جاري کرد تا گناه انسان را از زمين بشويد!!!
و من تنها خدا را دوست دارم...
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 85/12/15 و ساعت 17:51 |
|
ترنم سبز لک الحمد(قسمت آخر)
خدای من !
بال پرنده امید را با تیر یأس مشکن ودر کوچه اشتیاق ، مرا به بن بست نومیدی مکشان .
خدایا!
تن من در این سرمای سوزان کویر ، لباس نازک بدبینی را تاب ندارد .
شولای گرم امید بر کتفهای لرزانم بیفکن واز گرمای خویش جرعه ای به چگر سرما زده ام بنوشان .
خدایا!
پرنده کوچک وجودم چگونه شکر وسعت آسمان تو گوید وپاهای خرد وخسته ام چگونه جاده بی انتهای ثنای تو پوید ؟
خدایا!
چگونه شکر تو گویم که سراپای وجودم غرقه در نعمتهای توست تویی که مرا به زینت ایمان آراسته ای ودر خیمه لطف منزل داده ای .
تویی که گردنبند ناگسستنی منتهایت را بر گردنم آویخته ای وحلقه های زیبای ناشکستنی مهرت را در گوشم کرده ای .
خدایا!
آنچنان آلاء ونعمتهای تودر اطرافم انباشته است که مرا مجال نه تشکر که شمارش نیست وابداً اندازه فهم من به درک اینهمه نمی رسد ظاهر آن را در نمی یابد چه رسد که به عمق آن دست یابد .
خدایا!
من چگونه شکر تو را گویم وحال آنکه خود توفیق سپاسگزاری از تو ، محتاج شکر دیگر یست.
خدایا!
من با کدام زبان به سپاس بپردازم که گردش زبان به سپاس ، خود نیازمند تشکر است .
خدایا!
من چگونه نوای لک الحمد سر دهم که این نوای ارادت ، خود از بی شمار نعمتهای توست ومحتاج لک الحمدی دیگر.
خدایا!
من چگونه عطایای تو را به سجده بگذارم که این پیشانی وخاک از توست واین سرو سودا نیز از تو واینهمه درخور سجده ای دیگر برای تو .
ربی! خدای من ! معبودم !
تو که تا کنون پرورده ای ، به دامن گیر.
تو که تا بحال تغذیه کرده ای گرسنه ام مگذار ومرا در گذرگاه طوفان بلا مگمار .
خدای من !
مرا به جامهای پیاپی از شراب دو جهان مهمان کن ، مرا شایسته عنایت سبحان کن ، درد هجران را درمان کن ، مشمول لطف خودت در آینده و الآن کن ، در غریب و قریب وآجل وعاجل مرا سزاوار انعام رحمان کن ومکاره نقم هر لحظه را تو خود جبران کن .
که در حسن بلا نیز ستایش سزاوار توست ودر گستردگی نعمت نیز سپاس در خور تو ، سپاس و ستایشی که بر آن رنگ رضای تو خورده و نم سخای تو نشسته ، ای نهایت مهربانی
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 85/12/14 و ساعت 18:54 |
|
ترنم سبز لک الحمد(قسمت دوم)
خدایا!
آبششهای این ماهی دل که هر لحظه در آب نعمتهای تو تنفس می کنند چسان یارای نشر نعم ملموس تو دارند ؟
خدایا!
من در مقام کسی ایستاده ام که همه نعمتهای تو را لمس کرده است معترف آمده است .
خدایا!
من در لباس اذعان بخششهای تو را _ هر چند کوتاه _ به تن کرده ام .
خدایا!
رشد گیاه من اعتراف به وجود خورشید توست .
اما خردیم ، گواه اهمال وناشایستگی من .
خدایا!
تویی آن بخشنده مهربان و تویی که بال فضل بر کائنات گشوده ای وسایه لطف بر بندگان گسترده ای .
تویی که خستگی را بر تن دوندگان به سوی خویش نمی گذاری ومأیوس وخسته بازشان نمی گردانی واز قله آرزویت به زیرشان نمی افکنی وشکوفه امید به خود را با رگبار بی مهری ناکام نمی کنی
خدایا!
کاروانهای امید در کنار بارگاه تو فرود آمده اند وپرندگان آرزو بر گرد بام تو پرواز می کنند .
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 85/12/13 و ساعت 22:14 |
|
ترنم سبز لک الحمد(قسمت اول)
خدایا!
تشنگی عمیق من وباران مداوم وبی حد وحصر تو ، مرا از اقامت در زیر خیمه شکرت باز داشته است .
خدایا!
دست یاری هر لحظه تو در نشیب وفراز صخره های صعب زندگی مرا از اندیشه پرتگاه ناسپاسی واگذاشته است .
خدایا!
این سالک غریب آنچنان به روشنای نور تو در جاده عشق عادت کرده است که سپاس مرا اینهمه را از یادبرده است .
خدایا!
این دل که در اقیاس تو غرقه گشته است چگونه می تواند تموج آبی تو را ترسیم کند ؟
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 85/12/12 و ساعت 11:15 |
|
زمان و سكوت
خانه هاي بر فراز آسمان،دشتي در ستاره ها
باغي در دريا،گلي در صحرا
چكاوكي در سينه تو ،آماده يك زندگي نو
تو حراسان
در اشتياق ستاره ها ،قلب تپنده پرنده در قلب تو
جزبره ها در بستر تو
هنگام غروب، باران مي بارد
زمان و سكوت
فرياد ها و نواها ، آسمان ها و بوسه ها
آوايي كه در هم مي شكند
در خنده تو به زندگي پا گذاشتن
در گريه تو باليدن ، در سايه ات زيستن
در آرزوي ديدارت، مردن
فريادها و نواها ، آسمان ها و بوسه ها
اشكهايي كه زير باران پنهان ماندن
پنجره،به انتظار باز شد
آوايي كه در هم شكسته شد ......
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 85/12/06 و ساعت 14:14 |
|
نیایش
| سلام
این هم دو فایل صوتی نیایش به در خواست دوستان
نیایش یک نیایش دو
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 85/12/01 و ساعت 20:29 |