|
به همیشه سنگ صبورم
درك تنهایی و دلتنگی ام یك دنیا صبر می خواست و مهر و تو چه با سخاوت هر دو را در برداشتی
ای معنی سبز تمام كلام ناگفته ام تو را تا هنگام كه نفسی در كنج سینه باشد با همه وجود و با دستان خالیم به خاطر خواهم داشت ...
آسمان هم مهربانی نگاهت را وام گرفته در ترنم باران و نم اشكت چه پاكی نهاده اما دیدگان این همیشه غصه دار باران چشمان تو را هرگز تاب ندارد پس با دستانت مهربانی زدودن اشكها را برایم به ضیافت بخوان تا بگویم با این لبهای ترك خورده از عطش عشق تو را تا آن هنگام كه جانی در بدن باشد به خاطر خواهم داشت
ای بهترین بهترین ها
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 86/06/08 و ساعت 19:33 |
|
به چه كسي بايد گفت
قصه مرگ شقايقها را
قصه ماندن و خاموش شدن
قصه رفتن و فراموش شدن
به چه كسي بايد گفت
قصه باغچه خانه ما
كه گلشني پژمرده است
و دهستان
كه دگر
از نواي ني چوپان خاليست
به چه كسي بايد گفت
كه سرودي به همه ارزش يكرنگ شدن
به لب كودك دهقان ننشست
به چه كسي بايد گفت
قصه عشق مرا،قصه تنهايي و دوري
قصه عشق مرا چه كسي باور كرد
چه كسي خواند مرا،عشق مرا
به چه كسي بايد گفت
لينک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط مسافر در 86/06/01 و ساعت 17:40 |